امروز دوشنبه ۰۲ خرداد ۱۴۰۱| ۱۳:۳۶:۵۰

Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Search in posts
Search in pages

شما اینجا هستید |

صفحه اصلی » عمومی » طلسم عملیات کربلای۵ توسط بچه‌های میرزاکوچک‌خان شکسته شد/ از اسناد دفاع مقدس، یک برگ سند رسمی هم در استان نداشتیم!

مهر ۹, ۱۳۹۹ تاریخ انتشار

آرایی نژادنویسنده

3834کد مطلب

56تعداد نمایش

بدون دیدگاهتعداد نظرات

طلسم عملیات کربلای۵ توسط بچه‌های میرزاکوچک‌خان شکسته شد/ از اسناد دفاع مقدس، یک برگ سند رسمی هم در استان نداشتیم!

طلسم عملیات کربلای۵ توسط بچه‌های میرزاکوچک‌خان شکسته شد/ از اسناد دفاع مقدس، یک برگ سند رسمی هم در استان نداشتیم!

به گزارش شیرگاه خبربه نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛  کتاب شناسنامه لشکر قدس گیلان با تدوین محمدرضا فخاری در هفته دفاع مقدس رونمایی شد. محمدرضا فخاری نویسنده این کتاب متولد ۱۳۳۷ در شهرستان لاهیجان است وی با حضور در پایگاه خبری _تحلیلی ۸دی، به بیان خاطراتش از سال های دفاع مقدس و چگوی تدوین این کتاب پرداخت. وی با بیان اینکه بعد از اخذ دیپلم در رشته خاک شناسی وارد دانشگاه تبریز شدم که همزمان با آغاز جنگ...

به گزارش شیرگاه خبربه نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛  کتاب شناسنامه لشکر قدس گیلان با تدوین محمدرضا فخاری در هفته دفاع مقدس رونمایی شد.

محمدرضا فخاری نویسنده این کتاب متولد ۱۳۳۷ در شهرستان لاهیجان است وی با حضور در پایگاه خبری _تحلیلی ۸دی، به بیان خاطراتش از سال های دفاع مقدس و چگوی تدوین این کتاب پرداخت.

وی با بیان اینکه بعد از اخذ دیپلم در رشته خاک شناسی وارد دانشگاه تبریز شدم که همزمان با آغاز جنگ تحمیلی بود اظهار کرد: پس از شروع جنگ به لاهیجان برگشتم و بنا به پیشنهاد شهید کریمی وارد سپاه شدم.

نویسنده و رزمنده پیشکسوت دفاع مقدس با بیان این که سپس زیر نظر سردار شهید محمود قلی پور در کانون بسیج آموزش دیدم و در این آموزش در کنار سرداران شهید بیگلو، افتخاری، امیر گل و عزت دوست هم بودم افزود: یک امتحان عقیدتی از ما گرفتند که من در آن دوره رتبه اول را کسب کردم اما گفتند که باید در رشت بمانم در نهایت در سال ۶۰ با یک گردان از نیروهای بسیجی و پاسدار عازم کردستان شدم.

وی با اشاره به اینکه بعد از یک دوره به گیلان برگشتم و مسئول گزینش استان شدم افزود: دوباره به جبهه رفتم و به مدت یک سال در واحد تخریب مشغول شدم پس از آن برگشتم و بنا به پیشنهاد الیاس اسدی در قسمت فرهنگی که در آن زمان به عنوان واحد تبلیغات و انتشارات معروف بود مشغول شدم.

فخاری ادامه داد: پس از حضور در واحد تبلیغات بعد از چند ماه به جبهه رفتم و یک سال دیگر در واحد تخریب بودم، بعد از برگشتن به گیلان به عنوان مسئول بسیج  انتخاب شده و پس از آن در سپاه در مسئولیت‌های مختلف حضور داشتم که در نهایت بازنشسته شدم.

این نویسنده و رزمنده گیلانی ادامه داد: اواخر خدمت در معاونت فرهنگی در سپاه و دقیقا یک روز بعد از بازنشستگی بنا به پیشنهاد مسئول ستاد کنگره ۸هزار شهید دفاع مقدس در آنجا مشغول به کار شدم.

این رزمنده پیشکسوت دفاع مقدس با اشاره به خاطراتی از جبهه های دفاع مقدس، گفت: روزی در جبهه بالای تپه ای قرار بود مکانی را از بچه های مشهد تحویل بگیریم، وقتی بچه های مشهد در حال برگشتن بودند ناگهان انفجار شدیدی رخ داد و ماشین روی مین ضد تانک که این مین برای تانک های با وزن بالا استفاده می شود رفت و سر و دست و پا بود که در آسمان دیده می شد.

شهیدی که از زمان شهادتش خبر داشت

وی افزود: در این بین یک جوان به اسم “مجید محمدی” حضور داشت، این جوان در وصیت نامه تاریخ و نحوه شهادت خود را با یک داستان عنوان کرده بود.

فخاری تصریح کرد: او در وصیت نامه خود نوشته بود در تاریخ فلان من سرباز بودم بچه ها در بیت التقوا مشغول خواندن دعای توسل بودند من دیدم روحانی سیدی آمد و گفت چرا اینجا هستی؟ گفتم من نگهبان هستم و نباید به داخل بروم که گفتند من اینجا نگهبانی می دهم شما به دعای توسل برو؛ بعد از وضو گرفتن دیدم که آن شخص داخل مجلس در گوشه‌ای نشسته به او گفتم آقا یا شما برو یا من بروم که گفت تو بمان من می‌روم! بعد از دعای توسل گفتم آقا شما کی هستید؟ اینجا چیکار می‌کنید؟ اینجا پر از دموکرات است، ما با عراق ۱۰ دقیقه فاصله داریم، گفتند من امام زمان شما هستم، این جوان با ایشان درد و دل می کند و می پرسد آیا من شهید می شوم که امام نحوه و روز شهادت او را می گوید و او عیناً در وصیت نامه آورده بود.

وی با بیان این که در روزی که وصیت نامه خوانده شد کربلایی در بین بچه ها ایجاد شده بود خاطرنشان کرد: این بچه ۱۷ ساله با علم به اینکه در این تپه و این مسیر شهید می‌شود آنجا ماند و ما همه اینها را مدیون امام هستیم.

رزمنده پیشکسوت دفاع مقدس با بیان اینکه با فرهنگ جبهه و جنگ خیلی فاصله گرفته ایم افزود: عملیات کربلای ۱، فرماندهی به نام “مرتضی قربانی” خود جلوتر از نیروهایش در یک گودال با یک اسلحه و بسیجی ۱۸ ساله بیسیم‌چی همراه بود، وقتی بسیجی، فرمانده خود را جلوتر از خود می‌بیند خوشحال می‌شود و نیرو می گیرد.

فخاری با اشاره به اینکه فرهنگ جبهه را نیاورده و نتوانستیم آن را حفظ کنیم گفت: امام راحل در وصیت نامه خود فرمودند من فدای این ملت؛ یعنی این ملت، اسلام و مکتب لایق فدا شدن چمران ها و باکری ها بوده اما ما نتوانستیم این فرهنگ را حفظ کنیم.

وی با اشاره به اینکه در عملیات نصر ۴و کربلای ۵ غنیمت بسیاری گرفته شد افزود: نقش آیت الله احسانبخش در پشتیبانی از جنگ و تهیه امکانات بسیار پررنگ و مؤثر بود، در عملیات کربلای چهار قایق نداشتیم و ایشان برای ما تعدادی از تهران خریدند و تعدادی از نیروی دریایی گرفتند و بسیاری از ادوات جنگی را برای ما تهیه می‌کردند.

آیت الله احسانبخش علت اصلی تشکیل لشکر ۱۶ قدس گیلان

فخاری حضور آیت الله احسانبخش را علت اصلی تشکیل لشکر ۱۶ قدس دانست و افزود: سردار شهید قلی پور هماهنگ کننده قوی بین خودش، لشکر و آیت الله احسان بخش بود شهید املاکی هم با وجود سابقه دیرینه حضور در لشکر ۲۵ با قریب به اتفاق بچه ها دوست بود، آمدنش به این لشکر سیل عظیمی از بچه ها را به ویژه بعد از عملیات والفجر هشت به سمت لشکر ۱۶ قدس سرازیر کرد.

رزمنده پیشکسوت دفاع مقدس در رابطه با پراکندگی اسناد شهدای گیلانی گفت: یکی از مشکلات ما این بود که تا سال ۶۴ در لشکر ۲۵ مازندران بودیم و آن زمان لشکر مستقل نداشتیم، ۵۶۰ نیروی پاسدار بسیجی ما در لشکر مهندسی امام علی، تعدادی در قرارگاه رمضان و تعدادی در تیپ های دیگر بودند.

گیلانی ها در عملیات کربلای۲ کربلای دیگری آفریدند

وی افزود: در سال ۶۴ سال مستقل شدیم و اولین عملیات ما با نام قادر اجرا شد، پس از عملیات کربلای ۲ بود که حضرت آقا درباره این عملیات فرمودند گیلانی ها در عملیات کربلای ۲ کربلای دیگری آفریدند.

وی با اشاره به اینکه در کربلای ۴ گیلانیان به صورت نیمه حضور داشتند ولی در کربلای ۵ حماسه آفریدند تصریح کرد: قبل از اینکه کارنامه عملیاتی لشکر قدس را تدوین کنیم ۳جلد کتاب نوشتیم در مورد روزهای خوب خدا که لازم بود در مورد چند عملیات یک تحقیقات مختصری کنیم، برای نوشتن این کتاب دیدیم منابع پراکنده است و برای دریافت اطلاعات بیشتر به مرکز اسناد دفاع مقدس مراجعه کردیم در آنجا با بخش عظیمی از اسناد روبه رو شدیم که حتی مسئول بخش نیز می گفت من فکر می‌کردم لشکر شما یک لشکر دسته ی ۶ یا ۷ است و در هیچ عملیاتی شرکت نکرده است و وقتی اسناد کربلای ۵ ما را نگاه کرد تعجب کرد و گفت شما چقدر قوی عمل کردید.

فخاری با بیان اینکه ابتدا مصاحبه ها با همه فرماندهان را  با موضوعات مختلف از عملیات نصر ۴، قادر، کربلای ۲، کربلای۴ و کربلای ۵ را تدوین کردیم گفت: بعد با بچه های گردان ها مصاحبه کردیم و رفتیم دنبال اسناد در مرکز اسناد. دیدیم تمام مکالمات شهید حسین املاکی، حاج حسین همدانی و حاج محمود قلی پور و تمام جلسات موجود است.

وی در رابطه با عملیات کربلای ۵ عنوان کرد: تا روز چهارم عملیات یگان های مختلفی مثل ۱۴ امام حسین، ۴۱ ثارالله، ۵نصر، ۱۲ قائم، ۵۷ ابوالفضل موفق نشدند و عقب رفتند و وقتی که شب چهارم نوبت لشکر ما می شود اولین گردان که وارد می شود حمزه است و ۳ روز بدون پشتوانه این بچه ها تک و تنها ماندند.

دسته بندی :

بدون دیدگاه

تعداد نظرات در انتظار تائيد : 4

نظر شما در مورد این اثر چیست دیدگاه خود را با ما به اشتراک بگذارید .